بالش خودمه

باید یه نخ بردارم، ببندم به بالشم؛

بالشمو بندازم گردنم، هرجا مهمونی میرم، بالشمو با خودم ببرم.

سرده سرد

فرا رسید فصل سرما

فصل جاری شدن آب از دو جا

از پایین و بالا

مبارک بادا


پینوشت: آب دماغ و جیش :دی

صف

اولی: اِ باز 12 ام شد!

دومی: چطور مگه؟

اولی: صف جلو بانکا رو ببین!!

تغییرات

خدایا چه عجله ای داشتی؟

دلت واسه لباسای زمستونیت تنگ شده بود؟

که مستقیم از تابستون چنج کردی رو زمستون!

میتینگ

خب به سلامتی هوا هم گرم شد و میتینگ ما با سوسکا تو حموم و دسشویی دوباره شروع شد. آخ چه لذتی داره دیدن شاخک سوسک ها موقع دسشویی کردن!

خیابون

از خیابون یه طرفه میخوایم رد شیما، اما حتما باید دو طرفمون رو نگاه کنیم. میبینی تروقرآن؟

تخمه

دو ساعت زور زدیم تخمه شیکوندیم، میبینیم یه تخمه دیگه با پوست اون توِ! میبینی تروقران؟

خاک و باد

شتر هم نشدیم دو تا پلک داشته باشیم، مردیم تو این خاک و باد!

پرتقال

خدایا! تو که می تونستی! چی می شد پرتقال رو بدون پوست خلق میکردی؟

عیدتون مبارک

سال دیگری گذشت و ما کماکان همانیم که بودیم

چاره چیست جز گفتن واژه تکراری عیدت مبارک؟